گاهی وقت‌ها دلِ آدم می‌شکند؛ مثلِ همین عشق‌بازی‌های معمولی، که یکی از دیگری دل‌گیر می‌شود.

اصلاً مثلِ من؛ مثلِ خودِ خودم.

ملامت نکنی که دیوارِ کوچه‌ی معشوقه، سر می‌شکند؛ که ملامت را، تا از نگاه‌های دیگران کشیده‌ام!

اصلاً دلِ من ضعیف، تو باید می‌شکستی‌اش؟

دلِ من خراب، تو باید له‌اش می‌کردی؟

دلِ من هر چه بود، برای خودم دل بود که...

راستش دیگر توانِ خُرد شدن ندارم

این‌بار انتظار می‌کشم فقط...