حالا فصلِ رقصِ ناردانه‌ها زیرِ نورِ تندِ خورشید است، وقتی دارد از پشتِ دیوارِ عمارت سرک می‌کشد داخل و لب‌خند ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 32 بازدید
من، هنوز، چشم دوخته‌ام به انتهای چهارسوق، جایی که آخرین شعاع نور خودش را انداخت روی گل‌های دامن‌ت... تو، با ناردانه‌ها ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 19 بازدید
زنبورها این‌ روزها چه هیاهویی دارند... شاداب می‌روند، خسته برمی‌گردند با خودشان شهد می‌آورند شهد گل‌های بهاری مثل گل‌های دامنِ تو وقت‌هایی که کنار حوض ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 17 بازدید
زنبورها این‌ روزها چه هیاهویی دارند... شاداب می‌روند، خسته برمی‌گردند با خودشان شهد می‌آورند شهد گل‌های بهاری مثل گل‌های دامنِ تو وقت‌هایی که کنار حوض ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 18 بازدید
شاهدمان ماه، که آن شب دور از چشم صنوبرها راه رفتن‌مان را دید. دور از نگاه پرستوها خندیدن‌مان را شنید. ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 17 بازدید
رفته‌ای و من مانده‌ام تنها، ابتدای کوچه‌باغی که دیگر هیچ آبی از پای چنارهایش رد نمی‌شود. صنوبرهای انتهای کوچه‌باغ دیگر ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 16 بازدید
ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻨﯽ، ﺧﻔﺘﻪ ﭼﻮﻥ ﻋﺮﻭﺱﺯﻧﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺩﺭﻳﻎ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﮐﻨﺎﺭ ﻭ ﺑﻮﺱ ﺍﯼ ﺷﺐ! ﺑﮕﻴﺮ ﺗﻨﮓ ﺑﻪ ﺑﺮ ﻧﻮﻋﺮﻭﺱِ ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 19 بازدید
پاییز بیاید، تو هم بیایی، بنشینیم کنارِ حوضِ فیروزه‌ای، زیرِ بلندای شاخه‌های اناری که از ذوقِ دیدنِ تو لب باز ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 18 بازدید
مُشت‌م را باز می‌کنم. گُل نیست. می‌گویی آن یکی را هم باز کن. باز می‌کنم. باز هم گل نیست. می‌خندی -          پس گل کجاست؟ دست‌هایم را ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 18 بازدید
      من گرم دست‌های تو باشم و تو میان ستبر سینه‌هایم؛ گُم        
/ 2 نظر / 18 بازدید
آبان 96
1 پست
شهریور 96
1 پست
خرداد 94
2 پست
اسفند 93
1 پست
مهر 93
2 پست
شهریور 93
2 پست
تیر 93
1 پست
اسفند 92
2 پست
بهمن 92
4 پست
آذر 92
2 پست
مهر 92
2 پست
مرداد 92
4 پست
خرداد 92
1 پست
اسفند 91
1 پست
بهمن 91
1 پست
دی 91
1 پست
آذر 91
3 پست
آبان 91
4 پست
مهر 91
5 پست
شهریور 91
6 پست
مرداد 91
3 پست
تیر 91
4 پست
خرداد 91
5 پست
اسفند 90
2 پست
بهمن 90
1 پست
دی 90
5 پست
آذر 90
1 پست
آبان 90
3 پست
مهر 90
2 پست
شهریور 90
3 پست
مرداد 90
10 پست
تیر 90
9 پست
تو
1 پست
ملیتا
1 پست