هر کدام‌شان را که برمی‌داری، گرم نگاه می‌کنی، توی نورِ تابیده از پنجره‌ی ایوان، کمی تاب‌ش می‌دهی و بعد، اولی را می‌سپاری به من؛ به لب‌های من...

به شیرینیِ نگاه‌هایت است، به سرخیِ دست‌های من، که از تیغ‌‌های برنده‌ی درختِ انار در امان نمانده‌اند...

به بهانه‌ای که نه می‌‌‌خواهم بدانم‌ش، نه می‌‌خواهی بگویی‌ش، اناردانه‌ها را تنها می‌گذاری توی بشقابِ میناکاری...

تیغ‌‌های برنده‌ی درختِ انار، بهانه‌ی خوبی‌اند برای دست‌های من...

مثلِ یاقوت‌های انار، توی بشقابِ مینا...

دست‌هایم...

 فیروزه‌ایِ دست‌هایت...

/ 10 نظر / 15 بازدید
مثل هیچکس

قشنگ بود [لبخند]

احمد

برای خودم متاسفم. هر حرفی که زدم، تو به نامحرم گفته بودی. رای خودم متاسفم. تو من را برای همیشه...

مثل هیچکس

باز یه بغضی گلومو گرفته باز همون حس درد جدایی من امروز کجامو تو امروز کجایی حال تو بدتر از حال من نیست پشت این گریه خالی شدن نیست همه درد دنیا یه شب درد من نیست [گل]

مثل هیچکس

باز یه بغضی گلومو گرفته باز همون حس دردِ جدایی من امروز کجام و تو امروز کجایی؟! حالِ تو بدتر از حالِ من نیست پُشت این گریه خالی شدن نیست همه درد دنیا یه شب درد من نیست

نرگس

زیباست .

مریم گلی

سلام با اجازه لینکتون کردم،شما هم دوست داشتید به ما سر بزنید. دونه های انار آدم و هوسی میکنه ...

رخت آسمانی

[گل][گل][گل] عالیه همشون عالین نوشته هاتون لینکتون میکنم یاعلی

بشر

همه فن حریف که می گن یعنی ...........

یاس حسینیه

دانه دانه، دانه های انار را بنوش... انگار او را می نوشی.