باید صبـر کنم، فصلِ انار بیاید؛ بروم توی کوچه‌باغ، پشتِ دیوارِ باغِ انار؛ روی سرپنجه بایستم و دست بکشم سمتِ سرخیِ دانه‌های گریخته از پوستِ دل‌گیرِ انارها.

صبـر کنم تا دانه‌دانه، یاقوت‌ها از سفیدیِ نگاهِ آب رها شوند و جا بگیرند روی دامنِ تو.

صبـر کنم تا همه‌شان خسته شوند موقعِ دویدن بین گُـل‌های بهاریِ دامن‌ت.

صبـر کنم تا دست‌های نرم شده از خنکای آبِ حوضِ فیروزه‌ای، دانه‌دانه سوا کند یاقوت‌های شیطان را، برای لب‌های سرخی که هنوز طعم انار نچشیده‌اند...

باید صبـوری کنم...

/ 5 نظر / 16 بازدید
هستی

چقد صبر میکنید......[نگران] بعد از این همه صبر چی قراره بشه؟ باید صبوری کنید که...؟

هستی

چقد صبر میکنید......[نگران] بعد از این همه صبر چی قراره بشه؟ باید صبوری کنید که...؟

نرگس

چندین بار خوندم ...

مثل هیچکس

غم عشقت بیابون پرورم کرد هوای وصل بی بال و پرم کرد به مو گفتی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد!

jangali

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد....