قوری چای مادربزرگ، همان که گل‌های قرمز دارد و گوشه‌اش پریده، همان که اولین بار، چای را با آن دم آوردی برایم، همان که طعم نعناع دارد چای‌ش، همان که مادر‌بزرگ هزار تا خاطره دارد از آدم‌های هزارتویی که چای‌ از آن ریخته برای‌شان توی فنجان‌های فرانسویِ دسته‌دارش...
هر وقت تو باشی، هر وقت خسته باشی، هر وقت از راه برسی، هر وقت بخواهی استراحت کنی و چای بنوشی...
حس گل‌های قوریِ مادربزرگ را دارم
که تنها، بودنت من را گرما می‌بخشد...


/ 2 نظر / 10 بازدید
تبادل لینک

سلام دوست عزیزم از مطلب منتشر شده در این پست از شما تشکر میکنم امیدوارم بازهم شاهد پست های جدیدتری باشم . ضمن اینکه تقاضای همکاری با شما دوست گرامی رو دارم با توجه به اینکه تبادل لینک و همکاری تاثیر زیادی در تعداد بازدید ورودی و رتبه رنکینک گوگل وبلاگ ها و سایت ها داره در صورتیکه سایت من رو قابل دونستی به من سر بزن و لینک خودت رو در اون ثبت کن www.link333.ir برات آرزوی موفقیت و سلامتی دارم - محمد از اراک