انتهای آب‌راه، همان‌جایی که همیشه، قبل از رسیدنش دامن‌هامان پُر از شکوفه می‌شد و هیچ وقت نشد که برویم سراغش، همان‌جایی که تک درختِ بید، آرام برای‌مان دست تکان می‌داد از دور...

نشسته ام کنارِ آب‌راه و دست انداخته‌ام توی آبِ خنک‌ش.

تابستان دارد می‌رود؛ مثل همین آب...

می‌توانم بلندای عمارتی را که با هم ساخته بودیمش، از این‌جا ببینم.

رفتن، عمارت را که از خِشت بود، از پا انداخته؛ دلِ من که جای خود دارد.

آب‌راه هم این روزها گرمای بودنِ تابستان را ندارد...

/ 3 نظر / 6 بازدید
C.ela& selena& lendia& kamelia& lady

سلومیه سلومیه همکار خوشمل!خوبی؟؟؟ ما 5 تا دخملیم که اومدیم بگیم خویلی ازت خوشمون اومده! خویلی لوتی هستی! ما عاشق آبنباتیم و طرفدارامون بهمون میگن .LolLi pOp ladies ینی خانومای آبنباتی!!! همه طرفدارامون عاشق آبنباتن! از هر نوعش! بیا بهمون سر بزن و بشین کنار لینک هامون! هر کی به ما سر بزنه لینک نشده بیرون نمیره! اینو مطمین باش 100% خوب دیگه مزاحمت نمیشیم! منتظریم! راستی یه یادگاری کوچولو بزار تو وبمون و بگو با چه اسمی بلینکیمت! ما هر کسی رو لینک نمیکنیم! بدون حتما خیلی جیگملی که میخوایم بلینکیمت! اگه دوس داشتی ما رو هم بلینک! بای. خسته نباشی عزیز دلمون! از طرف : خانومای آبنباتیــــــــــــ[قلب]

مثل هیچکس

[گل]

زیبا بود هم متن و هم آهنگ و هم قالب کاملا آرامش بخش